سیاستهای تولید محصول سالم

کشاورزی زیستی و محیط زیست

کشاورزی زیستی توانایی ارائه‌ی برخی از خدمات و کالاهای محیطزیستی را دارد که عبارتند از:

خاک:

الف) در کشاورزی زیستی میزان حاصل‌خیزی خاک افزایش می‌یابد.

ب) خطر آب‌شویی و فرسایش خاک کاهش می‌یابد.

ج) میزان فعالیت‌های بیولوژیکی و میکروارگانیسم‌ها افزایشمی‌یابد.


آب:

الف) کاهش مصرف سموم و کودهای شیمیایی از میزان آلودگی آب‌هایزیرزمینی و سطحی می‌کاهد.

ب) شستشوی نیترات کاهش می‌یابد.

هوا:

الف) میزان انتشار گازهای گل‌خانه‌ای کاهش می‌یابد (بخارآب، دی اکسیدنیتروژن، دی اکسیدکربن  و متان،گازهایگل‌خانه‌ای اصلی هستند)

ب) استراتژی کشاورزی زیستی در بازگشت مواد به خاک و مشارکت آندر تجزیه‌ی کربن است.

انرژی:

در کشاورزی زیستی به ازای کاربرد هر واحد از انرژی به‌طورمستقیمو غیرمستقیم می‌توان میزان محصول بیشتری را نسبت به روش مرسوم بدست آورد.

بوم شناختی (اکولوژیکی):

الف) در کشاورزی زیستی در کنترل آفات از مبارزه‌ی بیولوژیکاستفاده می‌شود.

ب) کشاورزی زیستی تا حدودی به واسطه‌ی مخالفت با کاربرد آفتکش‌ها و موادشیمیایی درحفظ محیط زیست مشارکت می‌کند.

بررسی وضعیت کشاورزی ارگانیک در جهان تا سال ۲۰۰۴

سیستم‌های کشاورزی ارگانیک در دهه‌ی اخیر به‌طور چشمگیری موردتوجه قرارگرفته است، گفتنی‌ست در این سیستم‌ها راه‌حل مناسبی برای برطرف کردن برخیاز مشکلات کنونی کشاورزی تعبیه شده است.

در سال ۲۰۰۳ کشاورزی ارگانیک تقریبا در ۱۰۰ کشور جهان اجرا شدهو مناطق تحت مدیریت ارگانیک نیز به‌طور مداوم درحال افزایش هستند، این درحالی‌ست کهمتاسفانه در برخی از کشورها آمار صحیحی از نحوه و میزان مساحت تحت مدیریت کشاورزیارگانیک در دسترس نمی‌باشد.

بررسی آمار ارایه شده توسط SOEL طی سال‌های ۲۰۰۰ الی ۲۰۰۳ نشانمی‌دهد که مساحت اراضی تحت مدیریت ارگانیک جهان از ١۵/٨میلیون هکتار در سال ۲۰۰۰ به۴/٢٠میلیون هکتار در سال ۲۰۰۳ افزایش یافته است. قاره‌ی اقیانوسیه-استرالیا بخشبزرگی از اراضی تحت مدیریت ارگانیک را به خود اختصاص داده است به‌طوری‌که در سال۲۰۰۳، مساحت این اراضی ۱۰۰۶۱ هزار هکتار معادل ۴١/٨ درصد کل اراضی تحت مدیریتارگانیک جهان بوده است.

پس از اقیانوسیه، آمریکای لاتین با ۵۸۲۸ هزار هکتار ( ٢۴/٢درصد)، اروپا با ۵۵۶۰ هزار هکتار (٢٣/١ درصد)، آمریکای شمالی با ۱۴۲۰ هزار هکتار(۵/٩درصد)، آسیا با ۸۹۱ هزار هکتار(٣/٧ درصد) و کشورهای آفریقایی با ۳۱۳هزارهکتار(١/٣ درصد) اراضی تحت مدیریت ارگانیک را به خود اختصاص داده‌اند.

طی دوره‌ی ۲۰۰۳ - ۲۰۰۰ علی رغم افزایش سطح اراضی تحت مدیریتارگانیک در تمامی قاره‌ها و مناطق، تغییرات جالب و قابل توجهی نیز اتفاق افتاده استبه‌طوری‌که سهم اراضی تحت مدیریتارگانیک قاره‌های اقیانوسیه، آمریکای شمالی و اروپا درسال ۲۰۰۳ نسبت به سال مبناکاهش یافته است (قاره اقیانوسیه با بیشترین کاهش سهم از ۴٨/۵درصد به ۴١/٨درصد) امااین سهم در کشورهای آمریکای لاتین و قاره‌های آسیا و آفریقا افزایش یافته که بیانگرآشنایی بیشتر و افزایش علاقه‌ی کشاورزان این مناطق به کشاورزی ارگانیک است.

امروزه کشاورزی زیستی، روند رو به رشدی دارد و شاخص‌های متعددیهمانند شاخص خرده فروشی محصولات زیستی در مناطق گوناگون کشورها وجود دارد که روندآشکار این رشد را نشان می دهد.

در سال‌های ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۳ مناطق زیرکشت محصولات زیستی اتحادیه‌یاروپا چهاربرابر و کشاورزانی که به تولید زیستی مشغول بوده‌اند دو برابر شده‌است،از سال ۱۹۹۰تا ۱۹۹۴ خرده فروشی محصولات حاصل از کشت و زرع زیستی در ایالات متحده‌یآمریکا نیز دو برابرافزایش یافته است.

اگرچه اکنون در بسیاری از کشورهای صنعتی پیشرفته، مواد غذاییزیستی سهم ناچیزی از کل بازار مواد غذایی و نوشیدنی را تشکیل می‌دهند، اما رشد سریعاین نوع کشاورزی در کشورهای گوناگون و افزایش کشاورزان راغب به تولید محصولاتارگانیک، بیان‌گر موفق بودن کشاورزی زیستی است.

آمار مربوط به کشاورزی زیستی در سال ۲۰۰۴ نشان می‌دهد که در سطحجهان حدود ۲۴ میلیون هکتار از اراضی، تحت مدیریت کشاورزی زیستی هستند که نسبت بهسال۱۹۹۹، این رقم افزایش چشمگیر داشته است.

در سازمان خواربار جهانی (FAO) کشاورزی زیستی به‌عنوان عنصریموثر برای تولید غذای مطلوب، مورد تأیید و حمایت کمیته‌ی کشاورزی این سازمان قرارگرفته است. بسیاری از دولت‌های جهان به‌ویژه در اروپا، توسعه‌ی کشاورزی زیستی را دربرنامه‌های اجرائی خود قرار داده‌اند و در آینده‌ای نه چندان دور، مهمترین واصلی‌ترین مشخصه‌ی حضور در بازارهای جهانی به‌ویژه برای محصولات باغی، عرضه‌یمحصولات عاری از ترکیبات شیمیایی خواهد بودWilller and yussefi,۲۰۰۴

در سال ۲۰۰۴ از ۲۴ میلیونهکتار سطح زیرکشت محصولات زیستی در جهان، بیشترین سهم، مربوط به کشور استرالیا)۴۱درصد) و کمترین سهم، مربوط به کشور زیمبابوه (٠/١۶ درصد) بوده است. متأسفانهکشورما در سال ۲۰۰۴ با وجود داشتن برخی زمین‌های عاری از کود و سم، سهمی از تولیدمحصولات زیستی ندارد و دلیل اصلی آن نبود نظام قانون‌مند در این‌باره است.

تعداد کل قطعاتزمین‌های کشاورزی تحت کشاورزی زیستی در سال ۲۰۰۴، ۴۶۲۴۷۵ قطعه است که بیشترین تعدادزمین‌ها به تعداد ۵۳۵۷۷ قطعه مربوط به مکزیک و کمترین ۱ قطعه مربوط به سوریه وقزاقستان است.

محصولات زراعی و باغی زیستی جهان در ۸ گروه شامل بقولات،میوه‌ها، حبوبات، علف‌های خشک و تازه، دانه‌های روغنی و سبزیجات قرار دارند. بیشترین سهم از محصولات استاندارد شده مربوط به حبوبات وکمترین آن مربوط به دانه‌های روغنی می‌باشدGardner,(۱۹۹۶).

تولید محصولات ارگانیک

استرالیا و اقیانوسیه

استرالیا-اقیانوسیه شامل نیوزلند و استرالیا و هم‌چنین کشورهایکوچکتری مانند فیجی، گینه نو، پاپوا، تونگا و انوآتا می‌باشد. این کشوردارای بزرگترین سطح تحت مدیریت ارگانیک در دنیاست. در حقیقت بیشترین اراضی مربوط بهچراگاه‌های کم تراکم هستند و یک هکتار کشت ارگانیک در استرالیا نباید با یک هکتارکشت ارگانیک در سایر مناطق جهان همانند دانمارک مقایسه شود

استرالیا و اقیانوسیه حدود نیمی از سطح اراضی ارگانیک جهانی رادارا می‌باشند اما میزان خرده فروشی در آنها یک درصدبازار جهانی ارگانیک است زیرابیشتر محصولات ارگانیک آنها صادر می‌شود اما با این وجود بالارفتن میزان علاقه‌یمصرف کننده به غذای با کیفیت بالا و از سوی دیگر نارضایتی و اعتراض مصرف کنندگان بهمحصولات تولیدی از طریق مهندسی ژنتیک، باعث افزایش تقاضای محصولات ارگانیک شده است.

در استرالیا صنعت ارگانیک تحت تاثیر رشد سریع تقاضای خارجی قرارگرفت و دولتمردان به حجم بازارهای ارگانیک پی برده و بخش ارگانیک را مورد حمایت وتقویت قرار دادند؛ در این خصوص نیوزلند هم وضعیتی مشابه با استرالیا دارد.

استرالیا

مهمترین محصولات ارگانیک استرالیا میوه‌جات و سبزیجات میباشندکه در کل سال تولید می شوند و همچنین فرآورده های لبنی نیز به سرعت در حال رشدهستند. عمده‌ترین محصولات شامل: برنج، پشم، گیاهان، بذور سبزیجات و گوشت گوسفندهستند اما در کل یارانه‌ای برای کشاورزی ارگانیک وجود ندارد.

تا زمانی‌که تقاضای خارجی برای محصولات ارگانیک نسبت به تقاضایمحلی بیشتر است استرالیا محصولات ارگانیک خود را صادر خواهد کرد، با وجود آن‌کهاسترالیا بزرگترین سطح زمین‌های ارگانیک دنیا را در اختیار دارد اما هم‌چنان بخشیاز محصولات ارگانیک را از خارج وارد کرده (عمده آن محصولات دانه‌ای ارگانیک هستند).

آمریکای شمالی

در آمریکای شمالی بیش از ١/۵ میلیون هکتار از اراضی تحت مدیریتارگانیک وجود دارد که از این مقدار ٠/٢۵% از کل فضای کشاورزی آمریکای شمالی راتشکیل می‌دهد، هم‌چنین تعداد زمین‌های زراعی ارگانیک بیش از ۴۵ هزار قطعه است.

ایالات متحده

کشاورزی ارگانیک از بخش‌هایی است که به‌طور مستمر طی چندین سالاخیر سریع‌ترین رشد را در بخش کشاورزی آمریکا داشته است؛ براساس آمار سرویس تحقیقاتاقتصادی بخش کشاورزی ایالات متحده کشت‌زارهای ارگانیک گواهی‌دار که شامل زمین‌هایزراعی و چراگاه‌هاست، از ۴۱۷ هزار هکتار در سال ۱۹۹۲ به ۵۵۰ هزارهکتار در سال ۱۹۹۷و ۹۵۰ هزارهکتار در سال ۲۰۰۱ رسیده است.

در سال ۲۰۰۱ از ۹۵۰ هزارهکتار زمین تحت پوشش ارگانیک بیش از ۵۵۰هزارهکتار اراضی زراعی و مابقی شامل جنگل و چراگاه بوده است، بیشترین زمین‌هایزراعی در مناطق کالیفرنیا، داکوتای شمالی، مینیسوتا، لووا، مونتانا، کولورداو وبیشترین چراگاه و جنگل در تگزاس، مونتانا، کولورادو است.

با وجود چنین وسعت کشتی، زمین‌های کشاورزی ارگانیک دارای گواهیدر حال حاضر ٠/٣ درصد کل زمین‌های زراعی و ٠/٢ درصد کل چراگاه‌ها را تشکیل می‌دهد.

بررسی‌ها نشان داده است که در سال ۲۰۰۱ در ایالات متحده‌یآمریکا تنها حدود ۷ هزار تولیدکننده محصولات ارگانیک دارای گواهی، مشغول به‌کاربوده‌اند و محصولات ارگانیک در ۲۰ هزار فروشگاه محصولات طبیعی، بازارهای محلیکشاورزان و در ۷۳ درصد کل خواروبار فروشی‌ها به‌فروش می‌رسد.

بسیاری از تولیدکنندگان محصولات ارگانیک در ایالات متحده موانعپیش روی اجرای کامل کشت ارگانیک را هزینه‌های بالای مدیریتی، ریسک بالای تغییر بهسوی روش‌های جدید کشاورزی، آگاهی محدود از سازوکارهای کشاورزی ارگانیک، کمبودبازاریابی و مسائل مربوط به بازار می‌دانند، اما با این حال بسیاری از تولیدکنندگاندر ایالات متحده به‌دلایل گوناگونی همانند کاهش قیمت نهاده‌ها، حفظ منابع تجدیدناپذیر، در اختیار داشتن بازارهای با ارزش، افزایش درآمد کشاورزان به‌خصوص به هنگامسقوط قمیت محصولات عمده تمایل به اجرای کشاورزی ارگانیک دارند.

محصولات تازه بیشترین فروش را در میان محصولات ارگانیک دارند پساز آن نوشیدنی‌های غیرلبنی، نان‌ها، غلات، غذاهای بسته بندی شده (یخ زده، غذاهایخشک، غذای کودک، سوپ‌ها و دسرها) و محصولات لبنی در لیست محصولات پرفروش هستند.

کانادا

بر اساس اطلاعات کشاورزی کشور کانادا، کشاورزی ارگانیک در اینکشور به‌دلیل تقاضای مصرف کنندگان در سال‌های اخیر رشد قابل توجهی داشته است؛به‌طوری‌که تقریبا" ۳۲۰۰ قطعه‌ی زمین زراعی ۴۳۰ هزارهکتاری دارای گواهی ارگانیکهستند، هم‌چنین ۴۵ گواهی دهنده‌ی ارگانیک و بیش از ۳۲۰ تهیه کننده و دست اندرکارمحصولات ارگانیک در کانادا فعالیت دارند؛ در کاناد از هر ۲۰ باغ میوه ۱ باغ محصولاتخود را به صورت ارگانیک تولید می‌کند. در کانادا به‌دلیل وجود زمین‌های وسیع و آب وهوای سرد و خنک، مصرف سموم و آفات کاهش می‌یابد و یکی از مناطق ایده‌آل برای کشتارگانیک است. تولید غلات ارگانیک بیشترین رشد را در بخش ارگانیک این کشور داشته واولین محصول صادراتی کانادا نیز نامیده می‌شود.

مکزیک

در ۵ سال گذشته کشاورزی ارگانیک در مکزیک از ۲۵ هزارهکتار به۱۰۰هزار هکتار رسیده و با صادرات به اروپا، ژاپن و ایالات متحده ۱۰۰ میلیون دلاردرآمد داشته است.

مکزیک اولین تولیدکننده‌ی قهوه ارگانیک و جزو تولید کنندگاناصلی آواکادو، انبه، موز، آناناس، پاپایا، وانیل، سویا و کاکائو ارگانیک نیزاست.

اروپا

از اوایل دهه‌ی ۹۰ کشاورزی ارگانیک تقریبا" در تمامی کشورهایاروپا رشد سریعی داشته و هم‌چنان در قرن جدید نیز ادامه دارد. براساس تحقیقاتانستیتوی تحقیقات ارگانیک سوئیس (FIBL) تا آخر سال ۲۰۰۱ میلادی در ۱۵ کشور عضواتحادیه اروپا ۴۴۴۲۸۷۵ هکتار زمین زراعی با ۱۴۲۳۴۸ مزرعه تحت پوشش کشت ارگانیک قرارداشته است. این میزان ٣/٢درصد از فضای کشاورزی و ۲ درصد از مزراع اتحادیه اروپا راتشکیل می‌دهد.

اگر به کشورهای در پیش گفته شده کشورهای EFTA (European Free Trade Association)نیز اضافه شود تعداد مزارع به ۱۷۵۸۰۷ و مساحت زمین‌های کشاورزیتحت پوشش کشاورزی ارگانیک به ۵۱۳۳۸۴۳ هکتار خواهد رسید.

در مقایسه با سال ۲۰۰۱ اتحادیه‌ی اروپا شاهد رشد ۱۷ درصدی و بااضافه کردن کشورهای EFTA در مجموع شاهد رشد ۲۵ درصدی در مناطق کشاورزی ارگانیکبوده‌اند، هم‌چنین تعداد زمین‌های کشاورزی رشد ۹ درصدی در اتحادیه‌ی اروپا و رشد ۲۵درصدی در کشورهای عضو اتحادیه اروپا و کشورهای EFTA داشته است.

از اوایل دهه‌ی ۹۰ بیشترین رشد در کشورهای اسکاندیناوی وکشورهای مدیترانه بوده و این روند رو به رشد در آلمان و انگلیس، اسپانیا، ایتالیا وجمهوری چک نیز مشاهده شده است اما کشورهایی همانند ایرلند سهم مزارع ارگانیک آنهادر طول این دوره با کاهش مواجه شده است.

با درنظرگرفتن اهمیت کشاورزی ارگانیک می‌توان تفاوت‌هایی را درمیان کشورهای اروپا پیدا کرد. در اتریش بیش از ۱۱درصد و در سوئیس بیش از ۱۰ درصدزمین‌های کشاورزی تحت پوشش کشت ارگانیک هستند، اما در بعضی از کشورها تنها ۱درصد ازکل زمین‌های کشاورزی را شامل می‌شود.

ایتالیا بیشترین تعداد مزارع و مساحت کشاورزی ارگانیک را دراروپا دارد، به‌نحوی‌که بیش از یک چهارم سطح ارگانیک و یک سوم مزارع ارگانیکاتحادیه‌ی اروپا در ایتالیاست.

آلمان

دولت آلمان درپی دستیابی به تحت پوشش ارگانیک قراردادن۲۰درصد کلمزارع کشاورزی این کشور تا سال ۲۰۱۰ است.

تا پایان سال ۲۰۰۱، ۶۳۲۱۶۵ هکتار و ۱۴۷۰۳ مزرعه تحت پوشش مدیریتکشت ارگانیک قرار گرفته است که این ارقام شامل ٣/٧درصد زمین‌های کشاورزی آلمان است.

اگر قرار باشد سهم ارگانیک تا سال ۲۰۱۰ به ۲۰درصد برسد، نیاز بهرشد بیش از آن‌چه تا به‌حال صورتگرفته محسوس است، با وجود آن‌که بازار ارگانیکآلمان بزرگترین بازار اروپاست اما به نظر می‌رسد که هم‌چنان سهم بازار این محصولاتکم باشد(١/۶درصد).

دلایل رشد آهسته‌ی این کشور با وجود داشتن تاریخچه‌ی طولانی آندرخصوص تولیدات کشاورزی ارگانیک تا سال ۲۰۰۱ را می‌توان مشارکت کمتر سوپر مارکت‌ها،کمبود حمایت‌های سیاسی، برچسب گذاری مشخص، حمایت و تحقیقات، گفتگو ی میان محققان ومصرف کننده‌ی نهایی و در نهایت کمبود اطلاعات در خصوص مصرف کننده، کشاورز و ... دانست.

دستیابی به هدف ۲۰درصدی در خصوص کشت ارگانیک در طول یک دوره‌یکمتر از ۱۰ سال چالش بزرگ و اساسی برای بخش ارگانیک آلمان و هم‌چنین وزارت غذا،کشاورزی و حمایت از مصرف کننده‌ی آن کشور می‌باشد.

با در نظر گرفتن مشکلات در پیش گفته شده و با رفع کمبودهایموجود، شاهد افزایش فروش محصولات ارگانیک، افزایش این محصولات در بازار وسوپرمارکت‌ها و در نتیجه بازسازی مجدد بخش ارگانیک در سال ۲۰۰۱ بوده و با چنینکوشش‌هایی رشد ۱۶ درصدی تحت مدیریت ارگانیک در این کشور به‌دست آمد.

منبع : سایت آفتاب