فاجعه زیست محیطی در ایران

آخرین هشدار مربوط به محمدباقر صدوق معاون سازمان محیط زیست استکه گفته: ۲۷۰ تالا ب ایران را خشک کرده اید و تبدیل به دشت نمک شده اند، در اینجریان وزارتخانه های نفت، نیرو و راه و ترابری مقصر اصلی هستند. انتقاد شدید معاونمحیط زیست- محمدباقر صدوق- از عملکرد وزارتخانه های فوق در نشست شورای توسعه پایدارو محیط زیست در ۳۰ آبان ۸۸ مطرح شد.

با یاری دو نفر از کارشناسان وزارت نیرو سعی کردم فاجعه زیستمحیطی فوق را از نظر فنی و سیاسی در بخش آب وزارت نیرو بشکافم (تصادفا آقای صدوقنیز بیشتر به طرح های وزارت نیرو تاکید کرده اند) در مورد وزارتخانه های دیگر نیزعینا می توان مانند وزارت نیرو قضاوت کرد.

۱)مسایل فنی

دریاچه ارومیه: تعداد زیادی رودخانه های دائمی و فصلی بهدریاچه ارومیه می ریزند، در مدت سه دهه اخیر به ویژه دو دهه اخیر طرح های مختلف سدسازی جهت تامین آب کشاورزی اراضی و نیز آب شرب شهرها و روستاها اجرا شده است درنتیجه با کاهش شدید آب وارد شده به دریاچه، سطح آب دریاچه به شدت کاهش یافته وعنقریب است که دریاچه ارومیه تبدیل به تشت نمکی گردد.

الف) چگونگی اجرای طرح های آبی و سدسازی: اجرای طرح های آبی ازجمله سدهای مخزنی نه تنها اشکالی ندارد بلکه حتما لا زم است، اما نکته اینجاست کهاین طرح ها باید مطابق اصولی علمی و مقررات بین المللی از جمله مقررات سازمان مللمتحد اجرا شود.

اصولا برداشت آب باید طوری صورت بگیرد که به محیط زیست آسیبیوارد نشود و در صورت وارد شدن، به مرز فاجعه باری نرسد. طبق مقررات بین المللی ازجمله مقررات سازمان ملل متحد (حتی مقررات بانک جهانی که ظاهرا مورد قبول اکثریتتکنوکراتها و مهندسان سدساز نیز هست ) با احداث سد نباید حقابه های گذشتهو قبل ازاحداث سد به فراموشی سپرده شود.

مشکل اصلی این طرح ها در دهه اخیر این است که چه در رودخانه هایدائمی که معمولا باید دبی پایه در رودخانه جریان پیدا کند وچه در رودخانه فصلی،حقابه های گذشته مراعات نمی شود و تقریبا بستر رودخانه از محل سد به بعد تقریبا خشکاست.

از آنجائیکه این دریاچه یک دریاچه داخلی است و به آبهای آزادراهی ندارد بنابراین با عدم مراعات مقررات علمی تالا ب ها آب دریاچه به تدریج کاهشیافته و بعد از مدتی به تشت نمک تبدیل می شود.

جالب است براساس مقررات بین المللی مطالعات زیست محیطی در بیشترطرح های آبی از جمله طرح های سدسازی انجام می گیرد ولی مسوولین امر عمدتا توجه ایبه آن نمی کنند و هر کسی و هر وزارتخانه ای مطابق میل خودشان و منافع مادی کوتاهمدت خود عمل می کنند.

ب) آب شرب جمعیت رو به افزایش: تامین آب شرب جمعیت رو به افزایشاز جمله افزایش جمعیت شهرها معضلی پایان ناپذیر برای بخش آب شرب وزارت نیرو (سازمانآب و فاضلا ب) است.

از طرف دیگر با عدم مراعات علمی لوله کشی در سطح شهرها وروستاها و در نتیجه تلفات حدود ۵۰ درصدی آب استحصالی و اختصاص یافته به آب شرب،مشکل تامین آب شرب را افزایش می دهد.

پ) آب کشاورزی اراضی زراعی: پائین بودن بازده (راندمان) آبمصرفی کشاورزی به علل مختلف(که خود بحث تخصصی است) از معضلا ت مبتلا به وزارت نیروو وزارت جهاد کشاورزی است.

۲)مسایل و علل سیاسی- اقتصادی فاجعه زیست محیطی در ایران

الف) منافع سرمایه داری غیرملی وبخش خصوصی: زمانی که از دو دههقبل قرار بر این شد که بخش خصوصی، بخش انحصاری و حاکم مطلق (برخلا ف قانون اساسی واصل ۴۴) شود، مشکلا ت زیست محیطی از جمله مشکلا ت تالاب های ایران رو به افزایشگذاشت به طوری که هم اکنون ۲۷۰ تالا ب ایران که تقریبا تمام تالا ب های ایران استتبدیل به تشت نمکی شده است.

تقریبا بیش از نیمی از پروژه های آبی وزارت نیرو- در دو دههاخیر- از جمله طرح های سدسازی بدون مراعات اصول علمی و مهندسی و بدون توجیه اقتصادیقابل قبول و عمدتا براساس منافع بخش خصوصی- شرکت ها و مهندسین مشاور خصوصی و نیمهخصوصی و پیمانکاران خصوصی و نیمه خصوصی و... به اجرا در آمده است .حقابه هایپائین دست یا حذف می شوند یا به شدت کاهش می یابند. در ارقام آب موجود و ارقامهیدرولوژی دستکاری می شود، در ارقام هواشناسی دست برده می شوند، در منافع ایجاد شدهبعد از اجرای طرح انگولک می شود، هزینه واقعی طرح ها به طور قابل ملا حظه ای کاهشداده می شود و... از شگرد های توجیه اقتصادی طرح ها و سدهایی هستند که قابل توجیهنیستند (در این مورد می توان مثال های مشخصی را ارائه داد).

چنانچه پیدا است تنها ندادن حقابه های پائین دست- همان طوری کهمحمدباقر صدوق گفته- باعث فجایع زیست محیطی فوق شده مسلما مشکلات سیاسی- اقتصادیدیگری به وجود آورده است، که در اینجا و در این مطلب نمی گنجد.

ب) محوریت توسعه بخش کشاورزی برای حل مشکل اشتغال و پیشرفت وتوسعه اقتصادی- اجتماعی

در کشور ما این تفکر عقب افتاده که بارها در جهان امتحانش را پسداده است(از جمله در چین) شکل گرفت که پیشرفت و توسعه مملکت در توسعه کشاورزی(ومنابع آب) است.

این تفکر ظاهرا توسعه و پیشرفت ایران را، از طریق سدسازی دردستور کار قرار داد اما بدون توجه به شرایط ویژه اقلیمی و خشک ایران و نیز به عللسیاسی فوق الذکر، همان شد که اکنون می بینیم: فاجعه زیست محیطی.

تجربه ۲۰۰ تا ۳۰۰ ساله در دنیا و در دنیای سرمایه داری غرب ازجمله مثلا انگلستان، ژاپن، آلمان، آمریکا، فرانسه، کره جنوبی و... نشان می دهد تنهاراه توسعه سرمایه داریتوسعه صنعت و کشاورزی به صورت توامان و با هم است; نهبراساس فقط توسعه کشاورزی و منانع آب و خاک.

آنچه مسلم است این که تاکید زیاد بر روی کشاورزی با توجه بهظرفیت محدودی که اصولا اراضی کشاورزی- چه در ایران و چه در کشورهای دیگر- دارند، میتواند فجایع بزرگ از جمله فاجعه زیست محیطی به وجود بیاورد.

بنابراین توسعه سرمایه داری- بافرض قبول توسعه سرمایه داری- وحل مشکل کار و اشتغال توده های مردم(به طور نسبی) تنها با توسعه صنعت کشور و همراهبا توسعه کشاورزی است و بس.

تاکید زیاد بر روی کشاورزی و مهار آب رودخانه ها و آن هم بامراعات منافع غارتگرانه بخش خصوصی و بخش نیمه خصوصی- دولتی بدون مراعات شرایط مشخصایران، همان خواهد شد که اکنون شده است.

۱)در پایان ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی مواردی از اینطرح ها توسط جناح راست و... در مجلس و در مراکز دیگر قدرت و حکومت رو شد ولی بعدابه زیرزمین رفت.

۲)ما فرض بر این می گذاریم که تمام حاکمیت طرفدار تبدیل ایرانبه یک کشور سرمایه داری کلا سیک است، البته باید گفت این طرز تفکر حاکمیت برخلا فقانون اساسی جمهوری اسلا می ایران و اصل ۴۴ قانون اساسی و اهداف انقلا ب اسلا می ۵۷است.

منبع : سایت آفتاب

/ 1 نظر / 5 بازدید
امیر سالار سید رزاقی

سلام دوستان لطفا از وبلاگ دانشجویان اصلاح نباتات ساوه دیدن فرمائید. مرکز تحقیقات ژنتیک WWW.genetics-research.persianblog.ir با نظرات پیشنهادات و انتقاداتتون ما را خوشحال کنید.